گریه ام فرش تنِ راه شده
چتر خیس است ، هوا آشفتست
نرو این
کوچه کم آورده نفس
تو به این فاصله اصرار نورز
نرو از این همه دیوانگی ات دست نکش
ساده نسپار مرا دست خودم
به غمم هر دم و هر بار نخند
پشت پا بر تن امید نزن
به تن رفتن خود رخت نبند
نرو این کوچه کم آورده نفس
من اگر عشق نمیدانم چیست
من اگر با همه ات گنگ و غریبم
تو بمان
خم آبان زده بر سقف دلم
شده ام خانه خراب
دستهایم غم غربت دارد
دلم از خویش پر است
برگ برگم غم پاییز و مرا سیلی ی طوفان حتمیست
خانه ات در همه دوران آباد!...
تو به این فاصله اصرار نورز
#محمد_لالوی
24/8/95
- mohamad lalavi
- سه شنبه ۲۵ آبان ، ۱۱:۵۴ ق.ظ
- بازدید : ۳۶۹